پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۳

هر کجا انجمن برافروزی

همچو پروانه یک جهان سوزی

آن دم آتش به جان برافروزم

کاز می غیر رخ برافروزی

آندمت دوست چهره بنماید

کازدو عالم دو دیده بردوزی

برق صهبا بسوخت خرمن زهد

خرمن ای شیخ از چه اندوزی

نوبهاران زابر در بستان

خیمه ای زد بفر فیروزی

گو بپوشند شاهدان چمن

زین شعف رختهای نوروزی

سوخت پروانه و ببست نفس

گفتن بلبل از نوآموزی

هر شبت زلف چون بدست کسیست

غم آشفته گشته هر روزی

من و مهر علی و این همه جرم

گر نوازی مرا و گر سوزی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۵چه پیمان است و بدعهدی که ای پیمان شکن داری
  2. شمارهٔ ۱۲۰۶چه غمت اگر ای خم زلف که زنگی و سیاهی
  3. شمارهٔ ۱۲۰۷وقتی ای جاذبه عشق نکردی کششی
  4. شمارهٔ ۱۲۰۸به وصل تو نرسد کس به هیچ تقریبی
  5. شمارهٔ ۱۲۰۹ره مردم بزنی هر نفس از تلبیسی
  6. شمارهٔ ۱۲۱۰توئی آن گل که معروفی بهر گلشن به بیرنگی
  7. شمارهٔ ۱۲۱۱ای پری باز چه رفتت که به شکل بشری
  8. شمارهٔ ۱۲۱۲ز رعنایی چه نازد سروبُن یا گل ز زیبایی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.