پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۹

ره مردم بزنی هر نفس از تلبیسی

مگر ای صوفی سالوس تو خود ابلیسی

هدهد از شهر سبا لاف مزن صبح و مسا

که سلیمان رود آنجا که بود بلقیسی

ذره وارند هواخواه بمهرت آفاق

مگر ای جاذبه عشق تو مغناطیسی

نظرت وقف نشد جز بسعیدان هرگز

مگر ای کوکب عشاق تو خود برجیسی

می توفیق بکاس است مدام آشفته

تا مرا ای درم عشق تو اندر کیسی

مگذر از وسوسه زاهد و صوفی ز علی

مرو از خلد گرت راه زند ابلیسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱۱ای پری باز چه رفتت که به شکل بشری
  2. شمارهٔ ۱۲۱۲ز رعنایی چه نازد سروبُن یا گل ز زیبایی
  3. شمارهٔ ۱۲۱۳تو را سزاست ببالا لباس دارائی
  4. شمارهٔ ۱۲۱۴حدیث درد دل ای باد با جانان من گفتی
  5. شمارهٔ ۱۲۱۵زاهد ز آب میکده پرهیز می‌کنی
  6. شمارهٔ ۱۲۱۶از هیچ کسی ساخته غیر از تو دهانی
  7. شمارهٔ ۱۲۱۷چو اوست طالب بخشش چرا طلب نکنی
  8. شمارهٔ ۱۲۱۸در پرده قانون چند بی فایده آویزی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.