پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱۷

چو اوست طالب بخشش چرا طلب نکنی

چو دوست عیش پسندد چرا طرب نکنی

تو ماه و ماه بود آفت کتان و قصب

تو پیرهن زکتان جامه از قصب نکنی

تو پادشاهی و از مهر و کینه ناچاری

بدوست لطف و بدشمن چرا غضب نکنی

کدام شب که زوصل تو صبح عید نشد

کدام روز که از هجر خویش شب نکنی

تو نخل باغ بهشتی سخن بگو زآن لب

که از حلاوت او میل بر رطب نکنی

تو بت که آینه بنهاده ای برابر خویش

اگر صنم بپرستی بسی عجب نکنی

مسلم است که تقسیم نقطه ممکن نیست

اگر تو باطلش از حرف زیر لب نکنی

بسنگدل بت آئینه رو اگر بینی

دگر تو آینه اسکندر از حلب نکنی

شفای درد جهان گرچه پیش تست مسیح

بدرد عشق عجب باشدم که تب نکنی

تو طوطی عجم آشفته و شکر گفتار

ستم بود که مدیح از شه عرب نکنی

علی که از دو جهان بود او بود مطلب

زهر دو کون بجز بر درش طلب نکنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱۹ایکه مطبوع و شوخ و دلبندی
  2. شمارهٔ ۱۲۲۰بازآی به میخانه ظلمات چه می‌جویی
  3. شمارهٔ ۱۲۲۱بیار ساقی از آن می بدان نشان که تو دانی
  4. شمارهٔ ۱۲۲۲حور و فرشته خواندمت الحق که قابلی
  5. شمارهٔ ۱۲۲۳آفرینش چیست بحر و پیش او گردون حبابی
  6. شمارهٔ ۱۲۲۴مدتی شد که زیاران سر دوری داری
  7. شمارهٔ ۱۲۲۵ای زمزمه عشق تو در هر سر و کویی
  8. شمارهٔ ۱۲۲۶دلی نماند که ای فتنه از جفا نشکستی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.