پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۰

بازآی به میخانه ظلمات چه می‌جویی

این گفت مرا هاتف ای خضر چه می‌گویی

با مغبچه‌ای بنشین کز لعل و خم زلفش

هم آب بقا نوشی هم مشک ختا بویی

بگزین تو بهشتی را کز اوست خجل جنت

سروی که برش طوبی شد بنده به دلجویی

ای سرو ز بالایش از بهر چه می‌نالی

ای گل بر آن رخسار آیا ز چه می‌رویی

برق است در این صحرا هر سو ز پی خرمن

در ده تو زکوة حسن ای خرمن نیکویی

چندانکه به نیکویی مشهور در آفاقی

آوخ که دو صد چندان بیشی تو به بدخویی

بر ناسره سیم غیر مفروش خود ای یوسف

آن به که نگه داری این نقد نکورویی

خواهد صله از بوسه زآن لب نکنی منعش

آشفته که حیدر را آمد به ثناگویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۲حور و فرشته خواندمت الحق که قابلی
  2. شمارهٔ ۱۲۲۳آفرینش چیست بحر و پیش او گردون حبابی
  3. شمارهٔ ۱۲۲۴مدتی شد که زیاران سر دوری داری
  4. شمارهٔ ۱۲۲۵ای زمزمه عشق تو در هر سر و کویی
  5. شمارهٔ ۱۲۲۶دلی نماند که ای فتنه از جفا نشکستی
  6. شمارهٔ ۱۲۲۷با داورت سخن چه بود روز داوری
  7. شمارهٔ ۱۲۲۸من به تو مشتاق و تو پیوسته از من در نفوری
  8. شمارهٔ ۱۲۲۹مشتاق بود گوش به رودی و سرودی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.