پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۸

من به تو مشتاق و تو پیوسته از من در نفوری

بس عجب نبود که من ظلمت تو سرتا پای نوری

من زتو محروم و تو محرم بمن درگاه و بیگاه

گنج سان مخفی ولی خورشید آسا در ظهوری

پیش غلمان پریزاد من آنغلمان غلامی

با بهشتی حور من ای حور در عین قصوری

خاتم از دست سلیمان اهرمن بگرفت آنخط

تو گرفتی در میان آن لعل اهریمن به موری

گر نمکدانی چرا شکر دهی ای لعل نوشین

ورو توئی تنگ شکر ای لب چرا پیوسته شوری

شمع وش سر تا قدم میسوزم و دم بر نیارم

ناشکیبم من زتو اما تو از من خوش صبوری

عاشق و درویش و سرگردان و محتاجم خدا را

غیر زاری پیش تو ای شه نه زر دارم نه زوری

ای علی اندر صف محشر که کس کس را نداند

دست من گیر اندر آن غوغا که تو داری نشوری

لاجرم اندر خطر ای سالک مسکین نمانی

جز خیال عشق گر در خاطرت کرده خطوری

من ندارم غیر عجز و مسکنت در دست چیزی

از عمل ای زاهد ار فردا تو را باشد غروری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۰باغی و فراغی و حریفی و کتابی
  2. شمارهٔ ۱۲۳۱بمن گر آن مه بی مهر مهربان بودی
  3. شمارهٔ ۱۲۳۲پارسی چامه بخوانید غزل‌های دری
  4. شمارهٔ ۱۲۳۳توئی که به زگل و مشگ رنگ و بو داری
  5. شمارهٔ ۱۲۳۴آفت دین و دل و فتنه هر مرد و زنی
  6. شمارهٔ ۱۲۳۵چو خم از خون دل در می‌کشم می
  7. شمارهٔ ۱۲۳۶کو بشیری که بگوید ز سفر می‌آیی
  8. شمارهٔ ۱۲۳۷ای شه کون و مکان ای علی عمرانی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.