پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۹

مشتاق بود گوش به رودی و سرودی

مطرب به نوا ساز بکن چنگی و رودی

در پرده عشاق مزن شور مخالف

آهنگ مؤالف زن و وزر است سرودی

شاید که برد ضرب اصولت به حجازم

کز فرع نبرده است کسی ره به حدودی

ای شاهد شنگول پناهی تو به مستان

برخیز و بجا آر قیامی و قعودی

در میکده امشب همه ذکر ملکوت است

دارند مگر خیل ملک قوس صعودی

بگذاشت لبم بر لب و گفتیم بسی راز

با نی همه شب بود مرا گفت و شنودی

ساقی بده آن قلزم مواج حقیقت

کاین بحر سرابست همه بود و نبودی

آن جامه بیرنگ ده از کارگه عشق

کز رخت تعلق ننهم تاری و پودی

ای شاهد قدسی ز تو چون چشم بپوشم؟

کِم مردمک چشمی و در عین شهودی

ما سایه و خورشید توئی ای شه مردان

ما جمله فروعیم و تو خود اصل وجودی

مردود ابد بود چو شیطان ز در دوست

جبریل نمی کرد اگر بر تو سجودی

از دست یداله بکش سوی بهشتش

آشفته که در نار عمل کرده خلودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۱بمن گر آن مه بی مهر مهربان بودی
  2. شمارهٔ ۱۲۳۲پارسی چامه بخوانید غزل‌های دری
  3. شمارهٔ ۱۲۳۳توئی که به زگل و مشگ رنگ و بو داری
  4. شمارهٔ ۱۲۳۴آفت دین و دل و فتنه هر مرد و زنی
  5. شمارهٔ ۱۲۳۵چو خم از خون دل در می‌کشم می
  6. شمارهٔ ۱۲۳۶کو بشیری که بگوید ز سفر می‌آیی
  7. شمارهٔ ۱۲۳۷ای شه کون و مکان ای علی عمرانی
  8. شمارهٔ ۱۲۳۸زدستم برنمی آید که از پا برکشم خاری
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.