پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۵

چو خم از خون دل در می‌کشم می

به خون دل به این می برده‌ام پی

مرا تا لعل ساقی داده ساغر

نخواهم خوردن از جام دگر می

اگر پیوسته او بی می کند عیش

ولیکن من نیازم عیش بی‌وی

لبش را بوسه زد تا ساغر غیر

می از گرمی غیرت کرده‌ام خوی

بکش در کاخ دل ای عشق مسند

بساط این هوسناکی بکن طی

به دل گفتم نهادم داغ رستم

طبیبم گفت کی به گردد از کی

ز مرغ بام بشنو ذکر هوهو

به غفلت اندری ای دل تو هی هی

مبر دیگر رگم بیهوده فصاد

که غیر از دوست نبود در رگ و پی

نوای عشق و داغ اشتیاقت ‏

ز خاکم بردماند لاله و نی

ستم زآن ترک اگر آشفته دیدی

به حیدر شکوه کن پنهانی از وی

بزن درویش شئ الله به آن در

که امکان خود به پیش اوست لاشئ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۷ای شه کون و مکان ای علی عمرانی
  2. شمارهٔ ۱۲۳۸زدستم برنمی آید که از پا برکشم خاری
  3. شمارهٔ ۱۲۳۹طالع سعدی و کوکب کندم مسعودی
  4. شمارهٔ ۱۲۴۰بمینا ساقیا صهبا نداری
  5. شمارهٔ ۱۲۴۱صبح عید است بده باده مکرر ساقی
  6. شمارهٔ ۱۲۴۲اگرچه ماه عبادت تو ای مه رجبی
  7. شمارهٔ ۱۲۴۳ای دل به هرزه چند در این و آن زنی
  8. شمارهٔ ۱۲۴۴رخنه ای شانه در آن زلف پریشان نکنی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.