پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۳

ای دل به هرزه چند در این و آن زنی

خود را به بوی دانه بهر دام افکنی

آگه نه‌ای که سوزدت از شعله بال و پر

پروانه‌وار خویش بهر شمع می‌زنی

تا کی هوای بوسه ز نوشین‌لبان شهر

بر زخم خویش از چه نمک می‌پراکنی

سوزیست بر سر تو ز شیرین چه کوهکن

نه بیستون که ریشه‌ات از تیشه می‌کَنی

مجنون شدی و محمل لیلی ندیده‌ای

چون کرم پیله گرد خود آخر چه می‌تنی

یوسف ندیده از چه زلیخا شدی به مصر

شیرین شنیده خسرو خوبان ارمنی

چون لن ترانی از جبل طور شد بلند

چندان کلیم بیهده در طوف ایمنی

بهر دونان مزن در دونان اگر ز حرص

قانع به خوشه باش که فارغ ز خرمنی

خاک در سرای مغانست کیمیا

چند ای حکیم لاف ز اکسیر می‌زنی

آشفته راست چشم به دست خدا و بس

از حاتم وز معن حکایت چه می‌کنی

ای پادشاه عرصه امکان امیر طوس

درویش خویش را ز نظر تا کی افکنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۵سبزه ای جوی و تماشاگاهی
  2. شمارهٔ ۱۲۴۶الا ای باغبان خاصیت سرو روان دانی
  3. شمارهٔ ۱۲۴۷بر گل آن سنبل مشکین که فراز آوردی
  4. شمارهٔ ۱۲۴۸خادما شمع برافروز بنه منقل و می
  5. شمارهٔ ۱۲۴۹پرده ز رخ کشیدند گل‌های نوبهاری
  6. شمارهٔ ۱۲۵۰مگر ای عشق سر پرسش عشاق نداری
  7. شمارهٔ ۱۲۵۱با من ای عشق اگر عهد کهن تازه کنی
  8. شمارهٔ ۱۲۵۲ای ترک از تیر نظر تو آفت رویین‌تنی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.