پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۹

پرده ز رخ کشیدند گل‌های نوبهاری

بیجا چرا عنادل دارند بیقراری؟

معشوق چون درآید جلوه‌کنان به بازار

عاشق چرا بنالد از درد سوگواری؟

چون باد صبحدم را باشد ز تو پیامی

شمع سحر نماید در پاش جانسپاری

لیلای لاله در دشت زد خیمه از سر ناز

مجنون ابر کرده آغاز اشکباری

طاووس‌وش چو روزی اندر خرام آئی

بر خویشتن بخندند کبکان کوهساری

مسکین تو ست نرگس ز آن تاج دارد از زر

در عشق تو کند فخر لاله ز داغداری

ای لعبت بهشتی در جنت ار خرامی

غلمان، غلامت آید وز حوریان حواری

از زلف او حدیثی آشفته در قلم آر

کاز رشک خون کنی باز تو نافه تتاری

بهبود کی پذیرد ناسور دل خدا را

زلفت به مشکبیزی نافت به مشکباری

در بحر طبع الفت غوصی کن از سر شوق

در مدح شاهت ار هست میل گهر نثاری

حیدر شفیع محشر آئینه‌دار حیدر

کو را نگفته مدحت غیر از جناب باری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۱با من ای عشق اگر عهد کهن تازه کنی
  2. شمارهٔ ۱۲۵۲ای ترک از تیر نظر تو آفت رویین‌تنی
  3. شمارهٔ ۱۲۵۳ای کودک ماهرو چه نامی
  4. شمارهٔ ۱۲۵۴در طور دلم نورصفت جلوه‌گر آیی
  5. شمارهٔ ۱۲۵۵مردمِ دیدهٔ منی نورِ دو چشمِ مردمی
  6. شمارهٔ ۱۲۵۶صبا تو نفخه عنبر در آستین داری
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.