پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۸

خادما شمع برافروز بنه منقل و می

عنبر و عود بسوزان و مکن غفلت هی

مطربا پرده قانون بنوا راست بزن

ساقیا باده بدور آر و بده پی در پی

بخل مذموم بود خاصه که در بزم کرام

کرمی تا نبرد نام کس از حاتم طی

مرغ هوهو زده ای مطرب عاشق برخیز

نیمه ای رفت زشب چند تغافل هی هی

نام جم زنده بجام است بیاور ساقی

تا بنوشیم بشادی روان جم و کی

چون خود از اصل جدا مانده بحالت نالد

قصه درد جدائی که سرآید چون نی

در شب وصل سزا نیست شکایت زفراق

در بهاران نکند شکوه کس از سردی دی

داغ عشقست در آغاز بدل بنهادم

که در آخر زطبیبان بعلاج است الکی

خیز و شیئی اللهی از میکده کن ای درویش

که جهان با کرم پیر مغان شد لا شئی

پیر میخانه رحمت علی آشفته علی

که کشد هر که زجامش چو خضر ماند حی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۰مگر ای عشق سر پرسش عشاق نداری
  2. شمارهٔ ۱۲۵۱با من ای عشق اگر عهد کهن تازه کنی
  3. شمارهٔ ۱۲۵۲ای ترک از تیر نظر تو آفت رویین‌تنی
  4. شمارهٔ ۱۲۵۳ای کودک ماهرو چه نامی
  5. شمارهٔ ۱۲۵۴در طور دلم نورصفت جلوه‌گر آیی
  6. شمارهٔ ۱۲۵۵مردمِ دیدهٔ منی نورِ دو چشمِ مردمی
  7. شمارهٔ ۱۲۵۶صبا تو نفخه عنبر در آستین داری
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.