پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۴

در طور دلم نورصفت جلوه‌گر آیی

شب شعله شوی باز و چو شمعم به سر آیی

سودا نهمت نام و یا عشق کدامی

هر روزه به رنگ دگری جلوه‌گر آیی

گه بانگ انا الحق به سر دار برآری

منصورصفت گه به سر دار برآیی

گه در دم نایی بدمی نغمه دلکش

گه ناله جان سوزی از نی به در آیی

یعقوب شوی گاه به یوسف بنهی دل

گه‌گاه به رنگ پدر و گه پسر آیی

گه گلبن و گه گل به سر شاخ به گلزار

گه بلبل و بر جلوه گل نغمه‌گر آیی

گه می‌شوی اندر خم استاد فلاطون

گه ساقی و گه نشئه و گاهی اثر آیی

گه دجله نیلی به ره موسی فرعون

گه بهر خلیل الله باغ از شرر آیی

گه بر دم عیسی بدمی پرورش روح

گه اژدر موسی شده و سحر خور آیی

گه لیلی طنازی اندر حشم ناز

مجنون شوی آنگاه به کوه و کمر آیی

اندر همه ذرات عیانی و نهانی

نادیده و بینند چو نور بصر آیی

بازآ به سرم یار خدا را ز سر مهر

تا سعد شود نحس چو تو در صفر آیی

گر ماه صفر نحس تویی اصل سعادت

اکسیر نحاسی و به مس خورده ار آیی

هم مظهر حقی تو و هم مظهر آثار

نبود عجب ار زآنکه بهر رنگ برآیی

آشفته به درگاه تو ای شاهد پناهد

گر جور بسی برده تواش دادگر آیی

شاهنشه امکانی و در طوس غریبی

شاید که غریبان را وقتی به سر آیی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۶صبا تو نفخه عنبر در آستین داری
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.