پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۶

صبا تو نفخه عنبر در آستین داری

مگر عبور بر آن زلف عنبرین داری

گرفته‌ای تو ز تاتارِ طره‌اش تاری

که تبت ختن چین در آستین داری

به هر سپهر یکی کوکب درخشان هست

تو مهر و مه به رخ و زهره در جبین داری

به برگ لاله پراکنده غالیه از خط

به زلف و سنبل بویا به یاسمین داری

دهی پیام ز نوشین لبت به اغیارم

فغان که زهر مذابم در انگبین داری

هزار همچو سلیمان مسخر حکمت

چه نقش بود ندانم که در نگین داری

تو خود به جنس بشر ای پسر نمی‌مانی

مگر سرشت ز حور و ملک عجین داری

اگر تو سرو روانی چرا به برزن و کوی

و گر تو ماه چرا خانه در زمین داری

به مدح حیدر و آشفته‌وش نوا سنجی

ز پادشاه زمان چشم آفرین داری

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.