پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۷

بر گل آن سنبل مشکین که فراز آوردی

نافه آهوی چین را به طراز آوردی

ماه و خورشید سر از چنبر حکمت نکشند

تا کمندی به کف از زلف دراز آوردی

کعبه را بتکده کردی و مهابا نکنی

کعبه را پیش بت آخر به نماز آوردی

ید و بیضا به کف اژدر موسی دادی

این چه سحر است که از شعبده‌باز آوردی

راستی پرده عشاق مرا برد از ره

زین نواها که به قانون تو به ساز آوردی

عجبی نیست کنم رو به عراق ار ز حجاز

در عراقم چو عیان میر حجاز آوردی

دیگرت جانب کعبه چه نیاز است ای دل

چون که بر خاک نجف رو به نیاز آوردی

از در خویش مران بنده درویش شها

از جهانش تو سوی خویش چو باز آوردی

مس آشفته به اکسیر محبت بگداخت

بزن اکسیر که چونش به گداز آوردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۹پرده ز رخ کشیدند گل‌های نوبهاری
  2. شمارهٔ ۱۲۵۰مگر ای عشق سر پرسش عشاق نداری
  3. شمارهٔ ۱۲۵۱با من ای عشق اگر عهد کهن تازه کنی
  4. شمارهٔ ۱۲۵۲ای ترک از تیر نظر تو آفت رویین‌تنی
  5. شمارهٔ ۱۲۵۳ای کودک ماهرو چه نامی
  6. شمارهٔ ۱۲۵۴در طور دلم نورصفت جلوه‌گر آیی
  7. شمارهٔ ۱۲۵۵مردمِ دیدهٔ منی نورِ دو چشمِ مردمی
  8. شمارهٔ ۱۲۵۶صبا تو نفخه عنبر در آستین داری
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.