پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۶

الا ای باغبان خاصیت سرو روان دانی

اگر آن سروبالا را به جای سرو بنشانی

بنازم ایزد گلی دارم که از خار و خزان فارغ

اگر آن گل ببینی روی از گلشن بگردانی

اگر دامن‌کشان آید به باغ آن سرو گلچهره

به سرو و سنبل و سوری و گل دامن برافشانی

مگر باغ نظر دارم که باغی در نظر دارم

اگر آید به جلوه در جمال او فرومانی

نهال تو ترنج آرد نهال من شکر بارد

برو آشفته‌وش می‌بایدت حرز یمان خوانی

کدامین حرز از آن بهتر که خوانی مدحت حیدر

که در هرجا که درمانی خود از این حرز برهانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۸خادما شمع برافروز بنه منقل و می
  2. شمارهٔ ۱۲۴۹پرده ز رخ کشیدند گل‌های نوبهاری
  3. شمارهٔ ۱۲۵۰مگر ای عشق سر پرسش عشاق نداری
  4. شمارهٔ ۱۲۵۱با من ای عشق اگر عهد کهن تازه کنی
  5. شمارهٔ ۱۲۵۲ای ترک از تیر نظر تو آفت رویین‌تنی
  6. شمارهٔ ۱۲۵۳ای کودک ماهرو چه نامی
  7. شمارهٔ ۱۲۵۴در طور دلم نورصفت جلوه‌گر آیی
  8. شمارهٔ ۱۲۵۵مردمِ دیدهٔ منی نورِ دو چشمِ مردمی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.