پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۵

سبزه ای جوی و تماشاگاهی

با رفیقی دو زراز آگاهی

از بره رانی و از باده بطی

با غزلخوان صنم دلخواهی

اگر این نعمتت افتاد بدست

کشور عیش جهان را شاهی

مؤذن میکده زد بانگ صبوح

خضر چون هست چرا گمراهی

آه کاندر بر آن آینه روی

نیست تابم که برآرم آهی

بی توام باغ بهشتست حرام

با تو دوزخ نبود اکراهی

از فسون نگه و جادوی زلف

دل براهی شد و دین در راهی

حال دل چیست در آن چاه زنخ

یوسفی مانده نگون در چاهی

بگمانم که مگر از مه و سرو

بمثل آورمت اشباهی

ماه را خانه نباشد بر سرو

سرو را میوه نباشد ماهی

با چنین حسن و صباحت گویا

بنده درگه شاهنشاهی

دست حق شیر خدا سر ازل

کش نبی گفت که سر اللهی

با ولایش دو جهان گر گنه است

در بر کوه نیاید کاهی

همتت هست بلند آشفته

بنظرها تو اگر کوتاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۷بر گل آن سنبل مشکین که فراز آوردی
  2. شمارهٔ ۱۲۴۸خادما شمع برافروز بنه منقل و می
  3. شمارهٔ ۱۲۴۹پرده ز رخ کشیدند گل‌های نوبهاری
  4. شمارهٔ ۱۲۵۰مگر ای عشق سر پرسش عشاق نداری
  5. شمارهٔ ۱۲۵۱با من ای عشق اگر عهد کهن تازه کنی
  6. شمارهٔ ۱۲۵۲ای ترک از تیر نظر تو آفت رویین‌تنی
  7. شمارهٔ ۱۲۵۳ای کودک ماهرو چه نامی
  8. شمارهٔ ۱۲۵۴در طور دلم نورصفت جلوه‌گر آیی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.