پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۲

اگرچه ماه عبادت تو ای مه رجبی

بیا بیا که مرا اصل مایهٔ طربی

بیار بوسه از آن لب به روزه‌دار وصال

خوش است روزه گشودن به شرع از رطبی

کنند با همه آلایش ار کرامت‌ها

عجب مدار ز عشّاق کار بوالعجبی

مرا حیات میسر نمی‌شود بی‌تو

که همچو روح روانم تو در رگ عصبی

مسبب است خدا لیک لازم است اسباب

حیات مرده‌دلان را تو ساقیا سببی

اگر ز رنگ بود اصل دوده‌ات ای خال

به چشم دیده‌ور از زنگیانِ مه‌نسبی

گهی به عقدهٔ راس و ذنب فتد گر خور

تو آفتاب به هر مه به عقدهٔ ذنبی

مرا ز زلف و بناگوش توست صبح و مسا

جز این به کشور عشّاق نیست روز و شبی

طبیب حُسن علاجش کند به عنابی

مریض عشق که دارد ز هجر تاب و تبی

حکیم بود به وهم گمان که یار ز لطف

به حل مسئلهٔ جزء برگشود لبی

بگیر طُرّهٔ ساقی که تار خوشدلی است

ز شیخ دیده‌ای آشفته گر غم و تعبی

تویی که ساقی مستان و دست یزدانی

امام هر عجم و پیشوای هر عربی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۴رخنه ای شانه در آن زلف پریشان نکنی
  2. شمارهٔ ۱۲۴۵سبزه ای جوی و تماشاگاهی
  3. شمارهٔ ۱۲۴۶الا ای باغبان خاصیت سرو روان دانی
  4. شمارهٔ ۱۲۴۷بر گل آن سنبل مشکین که فراز آوردی
  5. شمارهٔ ۱۲۴۸خادما شمع برافروز بنه منقل و می
  6. شمارهٔ ۱۲۴۹پرده ز رخ کشیدند گل‌های نوبهاری
  7. شمارهٔ ۱۲۵۰مگر ای عشق سر پرسش عشاق نداری
  8. شمارهٔ ۱۲۵۱با من ای عشق اگر عهد کهن تازه کنی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.