پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۹

طالع سعدی و کوکب کندم مسعودی

از ایازم برسد عاقبت محمودی

یوسف گل بسر تخت سلیمان آمد

از عنادل بشنو زمزمه داودی

خال تو طرفه خلیلی است بگلزار بهشت

آتشین روی تو چندانکه کند نمرودی

عود بر مجمر بی دود نباشد نه خط است

زلف بر مجمر عارض نکند گو عودی

ذقنت به بود از سیب بهشتی الحق

زآنکه هر میوه نشاید که کند امرودی

بندی دام تو و میل رهائی حاشا

زخمی تیر تو را نیست سر بهبودی

تافت از پرتو رخسار تو سر نه آدم

بهر ابلیس همان شد سبب مردودی

پرتو تو سوی بتخانه کشد برهمنان

ورنه بالله که جمادی نکند معبودی

نقش نه گنبد دوار نماند برجا

آتشین آه من ار دوش نکردی دودی

شاید ار کشتی آشفته برد بر ساحل

آنکه خاکی زدرش آمده کوه جودی

حل مشکل بکف اوست که او دست خداست

چه کنی تنگدلی از پی دیر و زودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۱صبح عید است بده باده مکرر ساقی
  2. شمارهٔ ۱۲۴۲اگرچه ماه عبادت تو ای مه رجبی
  3. شمارهٔ ۱۲۴۳ای دل به هرزه چند در این و آن زنی
  4. شمارهٔ ۱۲۴۴رخنه ای شانه در آن زلف پریشان نکنی
  5. شمارهٔ ۱۲۴۵سبزه ای جوی و تماشاگاهی
  6. شمارهٔ ۱۲۴۶الا ای باغبان خاصیت سرو روان دانی
  7. شمارهٔ ۱۲۴۷بر گل آن سنبل مشکین که فراز آوردی
  8. شمارهٔ ۱۲۴۸خادما شمع برافروز بنه منقل و می
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.