پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۰

بمینا ساقیا صهبا نداری

و یا فکر خمار ما نداری

چه حظ از عمر جاویدانت ای خضر

که بر کف ساغر صهبا نداری

تو روحی کی در آئینه دهی عکس

سزد گر گویمت همتا نداری

چه پروا میکنی پروانه از شمع

خبر از یار بی پروا نداری

مگر لیلی درون خانه جستی

که مجنون رخ سوی سحرا نداری

نه ای بلبل گر از گل مست و شیدا

چرا وقت دیگر غوغا نداری

نیامد گلرخ ما با گل تو

بهارا صرفه بهر ما نداری

گل من عاشقانش صد هزارند

تو گل جز بلبلی شیدا نداری

بخواب ناز چندان ترک یغما

مگر امشب سر یغما نداری

مهل پا از دل ویرانه بیرون

که کنجی جز خرابه جا نداری

نهد آشفته کی سودای زلفش

خبر از آتش سودا نداری

شنیدی علم الاسماء رازم

خبر از صاحب اسما نداری

توسل جست بر اسماء خمسه

گر از ایشان بمافیها نداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۲اگرچه ماه عبادت تو ای مه رجبی
  2. شمارهٔ ۱۲۴۳ای دل به هرزه چند در این و آن زنی
  3. شمارهٔ ۱۲۴۴رخنه ای شانه در آن زلف پریشان نکنی
  4. شمارهٔ ۱۲۴۵سبزه ای جوی و تماشاگاهی
  5. شمارهٔ ۱۲۴۶الا ای باغبان خاصیت سرو روان دانی
  6. شمارهٔ ۱۲۴۷بر گل آن سنبل مشکین که فراز آوردی
  7. شمارهٔ ۱۲۴۸خادما شمع برافروز بنه منقل و می
  8. شمارهٔ ۱۲۴۹پرده ز رخ کشیدند گل‌های نوبهاری
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.