پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۱

بیار ساقی از آن می بدان نشان که تو دانی

به کام تشنه ما ریز آنچنانکه تو دانی

خمار عشق ز سر کی رود برون از می

ز باده خانه لعلت بیار از آنکه تو دانی

من این دو بیت نوشتم ز شور مطرب مجلس

تو هم ز پرده نوایی بخوان چنانکه تو دانی

زمان نیک چه جویی و ساعت از پی قتلم

بریز خون مرا خوش به هر زمان که تو دانی

ز موی فرق میان تو فرق نتوان کرد

تفاوتی‌ست به یک مو و آن میان که تو دانی

اگر زبان تو لالست پیش اهل بلاغت

بگوی مدحت حیدر به هر زبان که تو دانی

به روز حشر که از پرده رازها به در افتد

بیا و راز مرا کن نهان چنان که تو دانی

نهان به معصیت آشفته و شده مداح

نهانیم تو بپوشان از آن عیان که تو دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۳آفرینش چیست بحر و پیش او گردون حبابی
  2. شمارهٔ ۱۲۲۴مدتی شد که زیاران سر دوری داری
  3. شمارهٔ ۱۲۲۵ای زمزمه عشق تو در هر سر و کویی
  4. شمارهٔ ۱۲۲۶دلی نماند که ای فتنه از جفا نشکستی
  5. شمارهٔ ۱۲۲۷با داورت سخن چه بود روز داوری
  6. شمارهٔ ۱۲۲۸من به تو مشتاق و تو پیوسته از من در نفوری
  7. شمارهٔ ۱۲۲۹مشتاق بود گوش به رودی و سرودی
  8. شمارهٔ ۱۲۳۰باغی و فراغی و حریفی و کتابی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.