پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۳

آفرینش چیست بحر و پیش او گردون حبابی

ما همه لب‌تشنگان و مانده بر نقش سرابی

چون مدار کارها هیچ است باز از آن دهان گو

نقش این هستی نماند رخت بر اندر خرابی

آفتاب ار می‌پرستد هندویی من ابر گیسو

کز شکنج ابر تو تابد شبانه آفتابی

گر بپوشی هفت پرده باز رخ بی‌پرده داری

نور سینا چون بتابد کی به جا ماند حجابی

مطرب ار این پرده بنوازد کسی عاقل نماند

ساقی ار این باده پیماید نخواهد خضر آبی

من به ذوق عشق و مستی تو به شوق خودپرستی

زاهدا تا بر که دشوار است اگر باشد حسابی

نغمه‌ای برکش مطربا دستی برافشان

شاهدا پایی بکوب و ساقیا آور شرابی

وصل چون امشب میسر شد غم فردا چه باشد

ور بهشتی نقد اگر در وعده‌ها باشد عذابی

می بنوش و مدح حیدر گوی آشفته به مستی

کاینچنین از هاتف غیبم به گوش آمد خطابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۵ای زمزمه عشق تو در هر سر و کویی
  2. شمارهٔ ۱۲۲۶دلی نماند که ای فتنه از جفا نشکستی
  3. شمارهٔ ۱۲۲۷با داورت سخن چه بود روز داوری
  4. شمارهٔ ۱۲۲۸من به تو مشتاق و تو پیوسته از من در نفوری
  5. شمارهٔ ۱۲۲۹مشتاق بود گوش به رودی و سرودی
  6. شمارهٔ ۱۲۳۰باغی و فراغی و حریفی و کتابی
  7. شمارهٔ ۱۲۳۱بمن گر آن مه بی مهر مهربان بودی
  8. شمارهٔ ۱۲۳۲پارسی چامه بخوانید غزل‌های دری
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.