پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۶

دلی نماند که ای فتنه از جفا نشکستی

مصاحبیت نه کاز کین به ماتمش ننشستی

هزار دیده زتیر فسون بدوخت نگاهت

کدام سینه که از ناوک نظر نشکستی

زدام زلف چو رستی اسیر حلقه خطی

تو را گمان بود ایدل که از کمند بجستی

تو از مژه چکنی منع اشک دیده گریان

به بیهوده ره سیلاب را بخس چه ببستی

بملک نیستی آن رند مست حکم روا شد

که اولین قدمش پا نهاده بر سر هستی

بکشتگان زسر رحمت ار گذر کنی اول

به بسملی بگذر کش به تیر غمزه بخستی

متابعان هو کامجوی و بوالهوسند

زعاشقان نسزد غیر راستی و درستی

تو را که کعبه دل خانه خداست نزیبد

که در متابعت نفس شوم بت بپرستی

عجب مدار گر ایزد ببخشدش زعنایت

بیاد دوست گر آشفته کر رندی و مستی

بآستان علی چون پناه برده ای ایدل

مکن تو بیم که از حادثات دهر برستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۸من به تو مشتاق و تو پیوسته از من در نفوری
  2. شمارهٔ ۱۲۲۹مشتاق بود گوش به رودی و سرودی
  3. شمارهٔ ۱۲۳۰باغی و فراغی و حریفی و کتابی
  4. شمارهٔ ۱۲۳۱بمن گر آن مه بی مهر مهربان بودی
  5. شمارهٔ ۱۲۳۲پارسی چامه بخوانید غزل‌های دری
  6. شمارهٔ ۱۲۳۳توئی که به زگل و مشگ رنگ و بو داری
  7. شمارهٔ ۱۲۳۴آفت دین و دل و فتنه هر مرد و زنی
  8. شمارهٔ ۱۲۳۵چو خم از خون دل در می‌کشم می
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.