پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۲

حور و فرشته خواندمت الحق که قابلی

نبود روا که گویمت از آب یا گلی

درمان درد وعین شفا نور دیده ای

قوت روان و قوت جان راحت دلی

کی از نظر روی که بخاطر مصوری

چون آینه زهر طرفم در مقابلی

عمان حسن را بصفائی در خوشاب

غرق محیط عشق تو را نیست ساحلی

گر بگذری بطوف حرم پارسی بتا

شیخ حرم ززلف تو بندد حمایلی

شکرلبان گدا و تو خود خسرو زمان

فرهاد تست هر بت شیرین شمایلی

ورنه فلک ستاره تو چون مهر خاوری

در یک قبیله لیلی و میر قبایلی

خوبان چو انبیاء و بحجة کتاب حسن

فرقان صفت تو ناسخ حکیم اوایلی

غیر از فضیلت رخ نیکوی تو نبود

هر جا نوشته اند کتاب فضایلی

زاهد دو چشم برعمل و ما بعفو تو

تا زین دو را کدام برحمت تو مایلی

آشفته را که سلسله جنبان عشق تست

جز زلف تو نزیبد بر ما سلاسلی

مجنون شو و به خیمه لیلا طواف کن

جز مدح مرتضی نکنی ای که غافلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۴مدتی شد که زیاران سر دوری داری
  2. شمارهٔ ۱۲۲۵ای زمزمه عشق تو در هر سر و کویی
  3. شمارهٔ ۱۲۲۶دلی نماند که ای فتنه از جفا نشکستی
  4. شمارهٔ ۱۲۲۷با داورت سخن چه بود روز داوری
  5. شمارهٔ ۱۲۲۸من به تو مشتاق و تو پیوسته از من در نفوری
  6. شمارهٔ ۱۲۲۹مشتاق بود گوش به رودی و سرودی
  7. شمارهٔ ۱۲۳۰باغی و فراغی و حریفی و کتابی
  8. شمارهٔ ۱۲۳۱بمن گر آن مه بی مهر مهربان بودی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.