پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱۴

حدیث درد دل ای باد با جانان من گفتی

خطا کردی که این درد نهان با جان من گفتی

گرفتم درد عشق از دل سپردم در میان جان

در افغان دل که با جان قصه جانان من گفتی

طبیبان درد رنجوران خود پوشند از یاران

چرا با مدعی هم درد درمان من گفتی

گذشت از بوستان و بر سرای او مجاور شد

مگر با باغبان از لاله و ریحان من گفتی

مبادا رنجه گردد یوسفم در مصر نیکویی

چرا از بیت‌الاحزان و غم کنعان من گفتی

همه سیلاب خونین بارد امشب ابر کهساری

مگر با او حدیث از دیده گریان من گفتی

حدیث از بحر عمان رفت و لؤلؤ در کنار او

کنایت هم‌نشین از دیده و دامان من گفتی

شمردم بر در میر مؤید رتبه کیوان

خطاب آمد که امشب وصف از دربان من گفتی

ز مِهر سر به مُهر دل مرا سینه نبود آگه

تو فاش ای دیده با مردم غم پنهان من گفتی

کشیدی قصه طولانی از آن زلف آشفته

چه شد کامشب حکایت از سر و سامان من گفتی

زبانه می‌کشد آتش در افغان خلق در محشر

به دوزخ گوییا یک شمه از عصیان من گفتی

به جز حب علی کفر است در ایمان درویشان

دلا خوش نکته‌ای از کفر و از ایمان من گفتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱۶از هیچ کسی ساخته غیر از تو دهانی
  2. شمارهٔ ۱۲۱۷چو اوست طالب بخشش چرا طلب نکنی
  3. شمارهٔ ۱۲۱۸در پرده قانون چند بی فایده آویزی
  4. شمارهٔ ۱۲۱۹ایکه مطبوع و شوخ و دلبندی
  5. شمارهٔ ۱۲۲۰بازآی به میخانه ظلمات چه می‌جویی
  6. شمارهٔ ۱۲۲۱بیار ساقی از آن می بدان نشان که تو دانی
  7. شمارهٔ ۱۲۲۲حور و فرشته خواندمت الحق که قابلی
  8. شمارهٔ ۱۲۲۳آفرینش چیست بحر و پیش او گردون حبابی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.