پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۰

عاشق ز وصل عیش مهنا کند همی

ما را فراق رنج مهیا کند همی

با دیدگان ز دیدن تو دل به کین همی

با دشمنان ز بیم مدارا کند همی

بلبل که صد هزار گلش هست بر کنار

در صحن باغ بهر چه غوغا کند همی

ما شبنم و تو مهر و به دل میل وصل تو

دیوانه بین مجال تمنا کند همی

نبود عجب ز عاشق گم کرده در بسی

کز دیده اشتباه تو دریا کند همی

خار است زیر پهلوی شب‌زنده‌دار هجر

بستر اگر ز اطلس دیبا کند همی

گر صدهزار سر بود آشفته را به تن

آخر چو شمع بر سر سودا کند همی

در مسجد و کنشت مرا رو به سوی تست

مجنون به کعبه سجده به لیلا کند همی

نازد به شه و زیر و من و شحنه نجف

درویش خسته تکیه به مولا کند همی

دارم هزار عقده مشکل به دل از او

دست گره‌گشا مگرش وا کند همی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۲ای جان به چه ارزی تو که جانانه نداری
  2. شمارهٔ ۱۲۰۳هر کجا انجمن برافروزی
  3. شمارهٔ ۱۲۰۴دلا تو پند ز احباب خویش نشنفتی
  4. شمارهٔ ۱۲۰۵چه پیمان است و بدعهدی که ای پیمان شکن داری
  5. شمارهٔ ۱۲۰۶چه غمت اگر ای خم زلف که زنگی و سیاهی
  6. شمارهٔ ۱۲۰۷وقتی ای جاذبه عشق نکردی کششی
  7. شمارهٔ ۱۲۰۸به وصل تو نرسد کس به هیچ تقریبی
  8. شمارهٔ ۱۲۰۹ره مردم بزنی هر نفس از تلبیسی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.