پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶۰

لاله سرزد از دمن گل از چمن سبزه زجوی

می بخور بر طرف جوی و سرو گلروئی بجوی

می کشان سرخوش زباده عاشقان از وصل دوست

عارفان خامش ولی زهاد اندر های و هوی

جان زجانان مست شد می در قدح دیگر مریز

گلشن دل سبز شد گو سرو و گل از گل مروی

وصل کعبه در نظر داری زرنج پا منال

گر قدم فرسوده شد ای زاهدا با سر بپوی

تو زهر رنگی که داری جامه ای گل عاشقم

من نیم بلبل که گردم پای بست رنگ و بوی

سر بنه اندر طلب ای آنکه جانان طالبی

عشق ترکان ترک کن یا ترک دین و دل بگوی

الحذر ای مردمک از موج چشم سیل خیز

دجله و جیحون و عمان است این نه آب جوی

بر سر ار سودای وصل دوست داری سر بنه

دست از جانان نمی شوئی تو دست از جان بشوی

چون سر آشفته بار عشق یا بر جان بنه

یا مه ره در دلت مهر بتان تندخوی

از ولی عصر جو درویش آشفته مرا

درد دل جز با مسیحای زمان هرگز مگوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶۲به یاد آب مجاور دلا در این فلواتی
  2. شمارهٔ ۱۱۶۳درِ دکّان گشود حلوائی
  3. شمارهٔ ۱۱۶۴من جان سپر کنم چو تو شمشیر میزنی
  4. شمارهٔ ۱۱۶۵لطف با دوست نه با خصم مدارا نکنی
  5. شمارهٔ ۱۱۶۶گر بی تو باید زیستن رفتن به از پایندگی
  6. شمارهٔ ۱۱۶۷روزگارا چند اسباب ستم آماده داری
  7. شمارهٔ ۱۱۶۸چون مهم ای آسمان تو ماه نداری
  8. شمارهٔ ۱۱۶۹مه جبینان جهان خاک و تو خود افلاکی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.