پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶۳

درِ دکّان گشود حلوائی

در دیگر مگس چه پیمائی

جز به سر راه عشق نتوان رفت

پای اندر طلب چه فرسائی

به نیازندا جن به کف عشاق

وقت شد تا ز ناز بازآئی

حشم لیلیش بود به درون

نیست مجنون عشق صحرائی

یک جهان دل به آن دو زلف دو تا

همه آشفته‌اند و سودائی

پیش آن قد معتدل در باغ

سرو را نیست لاف رعنائی

همه جا او به جلوه ما به طلب

ما و یاریم هر دو هر جائی

گر به تاراج رفت خانه چه باک

هر که را دلبریست یغمائی

در نهان با رقیب مهر مورز

تا مگر قدر خود بیفزائی

از حریف دغل نپرهیزی

تا که دامان خود بیالائی

همه مصر طالب یوسف

جز زلیخا که داشت دارائی

لاجرم بوی میدرد پرده

در نهان می اگر به پیمائی

جان آشفته سوختی از رشک

هان حذر کن ز تیغ مولائی

ز آنکه حیدر یکی و حق احد است

بستا دوست را به یکتائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶۵لطف با دوست نه با خصم مدارا نکنی
  2. شمارهٔ ۱۱۶۶گر بی تو باید زیستن رفتن به از پایندگی
  3. شمارهٔ ۱۱۶۷روزگارا چند اسباب ستم آماده داری
  4. شمارهٔ ۱۱۶۸چون مهم ای آسمان تو ماه نداری
  5. شمارهٔ ۱۱۶۹مه جبینان جهان خاک و تو خود افلاکی
  6. شمارهٔ ۱۱۷۰سحر است بر کمان نه دل را زتیر آهی
  7. شمارهٔ ۱۱۷۱ای که نخواندی آیتی خود ز کتاب دوستی
  8. شمارهٔ ۱۱۷۲بود زمین و آسمان از دم مرتضی علی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.