پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵۵

ای جنت جاوید ز رخسار تو بابی

دلداری و خوبی ز صفات تو کتابی

گلبرگ چمن آب ز رخسار تو بگرفت

سنبل خورد از حلقه گیسوی تو تابی

ای نرگس بیمار بخوانی تو و سحرت

نگذاشته در دیده مستان تو خوابی

دل زد ز مژه چشمک و جویای لب توست

جوید نمکی مست چو شد پخته کبابی

در سر هوس کوثر و تسنیم ندارد

هر کس خورد از میکده عشق شرابی

احباب به جز وصل نخواهند بهشتی

عشاق به جز هجر ندارند عذابی

لب بر لب من نه تو پس از مرگ که چون نی

هر بند من از عشق تو گوید به جوابی

جز زهد گنه هیچ ندیدیم و نکردیم

جز عشق بتان هیچ در آفاق ثوابی

این شعر تر از خامه به دفتر به چه ماند

کاندر چمن از ابر سیه میچکد آبی

روزی بنمائی به دل شب زخم زلف

گر نیم‌شبان برکشی از چهره نقابی

جز مدح علی هیچ نگفتیم و نگوئیم

جز نام علی چون نشنیدیم جوابی

آشفته فراتش به نظر موج سرابست

آن را که به سر میرود از عشق تو آبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵۷چرا به بزم رقیبان حدیث دوست نگفتی
  2. شمارهٔ ۱۱۵۸چه حظ زشاهد و شمع و شراب و شیرینی
  3. شمارهٔ ۱۱۵۹تو را که زیر لبان روح یک جهان داری
  4. شمارهٔ ۱۱۶۰لاله سرزد از دمن گل از چمن سبزه زجوی
  5. شمارهٔ ۱۱۶۱تا کی ای فتنه ایام زپا ننشینی
  6. شمارهٔ ۱۱۶۲به یاد آب مجاور دلا در این فلواتی
  7. شمارهٔ ۱۱۶۳درِ دکّان گشود حلوائی
  8. شمارهٔ ۱۱۶۴من جان سپر کنم چو تو شمشیر میزنی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.