پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵۶

عمری به کعبه و دِیر بردیم انتظاری

ز آن انتظار جز عشق حاصل نگشت کاری

جانان ز دست رفت و جان از فراق فرسود

بر جان ز کسوت تن برجای مانده باری

ای گل ز صحبت من تا چند میگریزی؟

هر جا که گلبنی هست پابست اوست خاری

چشم تو ترک مستی کارد به تیغ دستی

حسن تو باغبانی روی تو نوبهاری

احوال دل چه پرسی کاندر فراق چون شد؟

خون گشت و گشت جاری پیوسته از مجاری

گمگشتگان وادی حیران به شوق کعبه

لب‌تشنگان بمردند از ذوق آب جاری

مردم نهاده گنج و من مدح سنج حیدر

گنجی از این بهت نیست آشفته یادگاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵۸چه حظ زشاهد و شمع و شراب و شیرینی
  2. شمارهٔ ۱۱۵۹تو را که زیر لبان روح یک جهان داری
  3. شمارهٔ ۱۱۶۰لاله سرزد از دمن گل از چمن سبزه زجوی
  4. شمارهٔ ۱۱۶۱تا کی ای فتنه ایام زپا ننشینی
  5. شمارهٔ ۱۱۶۲به یاد آب مجاور دلا در این فلواتی
  6. شمارهٔ ۱۱۶۳درِ دکّان گشود حلوائی
  7. شمارهٔ ۱۱۶۴من جان سپر کنم چو تو شمشیر میزنی
  8. شمارهٔ ۱۱۶۵لطف با دوست نه با خصم مدارا نکنی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.