پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹۴

در همه آفاق طاقی در همه عالم تمامی

صبح عیدی شام وصلی ماه خاصی شمع عامی

همچو کیفیت به طبعی همچو مینایی به چشمی

چون روان جاری به جسمی ذوق‌سان مضمر به کامی

در همه صورت بدیعی در همه معنی لطیفی

در همه چشمی قبولی در همه خویی تمامی

عاجزم اندر صفاتت تا چه خواهد بود ذاتت

نور محضی جان صرفی یا ملک یا مه کدامی

همچو نشئه در شرابی نای مطرب را نوایی

گلبن و سروی به بستان آفتاب و مه به نامی

رند مستی پارسایی مطربی مانی نوایی

ساقی‌ای در بزم مستان یا که صهبا یا که جامی

چون دُهُل اندر خروشی خُم‌صفت دایم بجوشی

زآتش می پخته کن خود را تو ای صوفی که خامی

نیک‌نامی در طریق عشق بدنامی است خوش باش

گر تو بدنامی به عشق آشفته آخر نیک‌نامی

خدمتت آرد فرشته هم غلام تست غلمان

گر به خیل بندگان حیدر صفدر غلامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۶بردم زعشق آن لب شیرین مرارتی
  2. شمارهٔ ۱۱۹۷هیچ دانی که چه با این دل شیدا کردی
  3. شمارهٔ ۱۱۹۸ای شمع چه داری بجهان سوز و گدازی
  4. شمارهٔ ۱۱۹۹متحیریم یا رب بکجاست خضر راهی
  5. شمارهٔ ۱۲۰۰عاشق ز وصل عیش مهنا کند همی
  6. شمارهٔ ۱۲۰۱ترک من از می اغیار مگر سرمستی
  7. شمارهٔ ۱۲۰۲ای جان به چه ارزی تو که جانانه نداری
  8. شمارهٔ ۱۲۰۳هر کجا انجمن برافروزی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.