پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی

واعظ قزوینی

غزلیات

۶۳۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ قرب حق جویی؟ رضا جو باش خلق الله را
  2. شمارهٔ ۶۲ کرد ظاهر از نقاب آن روی گلگون کرده را
  3. شمارهٔ ۶۳ در وحشت دو کون بجو آن یگانه را
  4. شمارهٔ ۶۴ دوست می سازد تواضع دشمن دیرینه را
  5. شمارهٔ ۶۵ گر به رنگش لاله یی باشد به دامن کوه را
  6. شمارهٔ ۶۶ به پیری، از چه رو می افگنی کار جوانی را
  7. شمارهٔ ۶۷ زخم کاری، می برازد بر دل پردرد ما
  8. شمارهٔ ۶۸ عرق ناکرده پاک، از محفل ما شد نگار ما
  9. شمارهٔ ۶۹ قد خم شد و افتاد جهان از نظر ما
  10. شمارهٔ ۷۰ سر بزینت کی فرود آرد تن رنجور ما؟
  11. شمارهٔ ۷۱ منزل کناره کرده، ز راه عبور ما
  12. شمارهٔ ۷۲ بسکه گردیدند همراهان ما دلگیر ما
  13. شمارهٔ ۷۳ غیر افغان، برنخیزد نغمه‌ای ز آواز ما
  14. شمارهٔ ۷۴ هرگه آن گلزار خوبی، یاد می آرد ز ما
  15. شمارهٔ ۷۵ شیشه دلها شکستن، نیست کار سنگ ما
  16. شمارهٔ ۷۶ بالید از رخ تو دل پر ملال ما
  17. شمارهٔ ۷۷ خامه بیجا میکند، عرض شکست حال ما
  18. شمارهٔ ۷۸ شده با نیک و بد آیینه دل خوش گل ما
  19. شمارهٔ ۷۹ سامان حرف و صوت ندارد بیان ما
  20. شمارهٔ ۸۰ با عدو، بر خویش پیچیدن بود جولان ما
  21. شمارهٔ ۸۱ سرکرد وصف خوبی رویت، زبان ما
  22. شمارهٔ ۸۲ نبود صفت لعل تو، حد سخن ما
  23. شمارهٔ ۸۳ خاکساری شده سرمایه آسودن ما
  24. شمارهٔ ۸۴ تنگ از بسکه شد زمانه ما
  25. شمارهٔ ۸۵ تو صاف باش و، مزن حرف دردنوشی ما
  26. شمارهٔ ۸۶ در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
  27. شمارهٔ ۸۷ دلا از خواب بگشا چشم و، سر کن آه و یارب‌ها
  28. شمارهٔ ۸۸ ای ز آب روی تو شرمنده استغفارها
  29. شمارهٔ ۸۹ از زبان کلک نقاشان، شنیدم بارها
  30. شمارهٔ ۹۰ برای نان کشی تا چند از دونان تفوق‌ها
  31. شمارهٔ ۹۱ تا چند ای ستمگر تاراج مال و جان‌ها؟
  32. شمارهٔ ۹۲ ز شوق گفتگویش، نیست هوشی در شنیدن‌ها
  33. شمارهٔ ۹۳ ای بار داده کعبه کویت به راه‌ها
  34. شمارهٔ ۹۴ با حوادث برنمی‌آیند مال و جاه‌ها
  35. شمارهٔ ۹۵ تخته آیینه مهر تواند این سینه‌ها
  36. شمارهٔ ۹۶ بس که سودا آورد بازار و شهر و خانه‌ها
  37. شمارهٔ ۹۷ به پیری آنچنان گردیده‌ام از ناتوانی‌ها
  38. شمارهٔ ۹۸ ز طوفان خروشم، رعشه پیدا می‌کند دریا
  39. شمارهٔ ۹۹ اوراق روز و شب همه طی شد به صد شتاب
  40. شمارهٔ ۱۰۰ خرمی بی غم نمی باشد درین باغ خراب
  41. شمارهٔ ۱۰۱ پاسبان گنج ایمانی، مرو ای دل به خواب
  42. شمارهٔ ۱۰۲ چه پیش خلق گشایی دهان برای طلب؟
  43. شمارهٔ ۱۰۳ توان پرید بر اوج شرف ببال ادب
  44. شمارهٔ ۱۰۴ غنچه‌ای، باشد خموشی از گلستان ادب
  45. شمارهٔ ۱۰۵ برخاست چون شباب و، بجایش نشست شیب
  46. شمارهٔ ۱۰۶ در عهد ماست بسکه دل شادمان غریب
  47. شمارهٔ ۱۰۷ یک نظر غافل نمیگردند از پاس حیات
  48. شمارهٔ ۱۰۸ رفت عهد شباب و، دندان ریخت
  49. شمارهٔ ۱۰۹ به پیری و جوانی در طلب، زشتست تقصیرت
  50. شمارهٔ ۱۱۰ نکهت از زلف کجش سودائی سر در هواست
  51. شمارهٔ ۱۱۱ در چنگ خصم پاک گهر ایمن از بلاست
  52. شمارهٔ ۱۱۲ با نازکی حسن تو، کی تاب حجاب است
  53. شمارهٔ ۱۱۳ ز روزگار وفا خواهی؟ از تو این عجب است
  54. شمارهٔ ۱۱۴ اگر نه دیده بینایی تو معیوب است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ دور از تو، همدمم غم و اندوه و محنت است
  56. شمارهٔ ۱۱۶ عالمی چون شهر کوران از غبار کثرت است
  57. شمارهٔ ۱۱۷ جمشید کو؟ سکندر گیتی ستان کجاست؟
  58. شمارهٔ ۱۱۸ درا بخاطرم ای خرمی، که جا اینجاست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ دماغ اهل فنا، از مکاره آزاد است
  60. شمارهٔ ۱۲۰ کجا عاقل بهستی دل نهاده است

متن اشعار به نقل از گنجور.