پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

عرق ناکرده پاک، از محفل ما شد نگار ما

درین گلشن سبکتر خاست از شبنم بهار ما

بروی سخت ما گفتار ناصح برنمی آید

صدا را سرمه برگرداند از خود کوهسار ما

نمی آید ز ما اظهار هستی پیش کس کردن

بزور آیینه از دست نفس گیرد غبار ما

بدستش رنگ خون خویشتن میخواستم، اما

حنا کی دست برمیدارد از دست نگار ما؟

به رنگ لاله، سودای تو ما را کرد صحرائی

خیال چهره ات شد آتش جوش بهار ما

پناه از خصم تا بردیم سوی خاکساریها

بگرد ما نمی گردد کسی غیر از حصار ما

شب مرگست، روز عشرت ما بی کسان واعظ

بدل دارد چراغان از شرر سنگ مزار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰سر بزینت کی فرود آرد تن رنجور ما؟
  2. شمارهٔ ۷۱منزل کناره کرده، ز راه عبور ما
  3. شمارهٔ ۷۲بسکه گردیدند همراهان ما دلگیر ما
  4. شمارهٔ ۷۳غیر افغان، برنخیزد نغمه‌ای ز آواز ما
  5. شمارهٔ ۷۴هرگه آن گلزار خوبی، یاد می آرد ز ما
  6. شمارهٔ ۷۵شیشه دلها شکستن، نیست کار سنگ ما
  7. شمارهٔ ۷۶بالید از رخ تو دل پر ملال ما
  8. شمارهٔ ۷۷خامه بیجا میکند، عرض شکست حال ما
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.