پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

زخم کاری، می برازد بر دل پردرد ما

گریه خونبار میزیبد برنگ زرد ما

هر نفس چون شاهدان با آرزوی خفته است

عرض ما را داد بر باد این دل نامرد ما

همچو گل ما عاجز بند علایق نیستیم

میکشد زود از کف شیرازه دامن فرد ما

هر نسیمی کآمد از کویش به بادم داد و رفت

سرسری نگذشت هرگز صرصری از گرد ما

راه هستی طی شد و شهر فنا نزدیک گشت

زین سفر واعظ تهیدستی است راه آورد ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹قد خم شد و افتاد جهان از نظر ما
  2. شمارهٔ ۷۰سر بزینت کی فرود آرد تن رنجور ما؟
  3. شمارهٔ ۷۱منزل کناره کرده، ز راه عبور ما
  4. شمارهٔ ۷۲بسکه گردیدند همراهان ما دلگیر ما
  5. شمارهٔ ۷۳غیر افغان، برنخیزد نغمه‌ای ز آواز ما
  6. شمارهٔ ۷۴هرگه آن گلزار خوبی، یاد می آرد ز ما
  7. شمارهٔ ۷۵شیشه دلها شکستن، نیست کار سنگ ما
  8. شمارهٔ ۷۶بالید از رخ تو دل پر ملال ما
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.