پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

غیر افغان، برنخیزد نغمه‌ای ز آواز ما

جز خراش سینه، ابریشم ندارد ساز ما

زنده فکر است دل، تا از سخن لب بسته ایم

پیش ما آوازه مرگ دلست آواز ما

دل تپیدن میزند بر ما شگون بسملی

تا مگر افتد به فکر ما، شکارانداز ما

بسکه محجوب است آن دلبر، نمی آید برون

گفت و گوی عارضش، از پرده آواز ما

آن قدر نگذاشت واعظ گریه خون در دل که باز

ناخنی رنگین کند از صید ما شهباز ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵شیشه دلها شکستن، نیست کار سنگ ما
  2. شمارهٔ ۷۶بالید از رخ تو دل پر ملال ما
  3. شمارهٔ ۷۷خامه بیجا میکند، عرض شکست حال ما
  4. شمارهٔ ۷۸شده با نیک و بد آیینه دل خوش گل ما
  5. شمارهٔ ۷۹سامان حرف و صوت ندارد بیان ما
  6. شمارهٔ ۸۰با عدو، بر خویش پیچیدن بود جولان ما
  7. شمارهٔ ۸۱سرکرد وصف خوبی رویت، زبان ما
  8. شمارهٔ ۸۲نبود صفت لعل تو، حد سخن ما
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.