پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

با عدو، بر خویش پیچیدن بود جولان ما

خصم، خوش باشد اگر داری سر میدان ما

با وجود تندی ما در مصاف خصم، نیست

بی نگاه عجز چشم جوهر پیکان ما

طایری وحشی بود هر لحظه‌ای از زندگی

پر زدن‌هایش ز بر هم سودن مژگان ما

در رهت دادیم، عقل و هوش و عمر و زندگی

ای غم دنیا چه میخواهی دگر از جان ما

آن نه در دریاست موج و، این نه در صحرا سراب

بحر و بر لرزد بخود، از شورش توفان ما

پیش ما از راستی، یک پله دارد کوه و کاه

کس طرف گیری نجوید یک جو از میزان ما

ما چو واعظ نیستیم از تنگدستان هنر

هر چه خواهی جز روایی هست در دکان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲نبود صفت لعل تو، حد سخن ما
  2. شمارهٔ ۸۳خاکساری شده سرمایه آسودن ما
  3. شمارهٔ ۸۴تنگ از بسکه شد زمانه ما
  4. شمارهٔ ۸۵تو صاف باش و، مزن حرف دردنوشی ما
  5. شمارهٔ ۸۶در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
  6. شمارهٔ ۸۷دلا از خواب بگشا چشم و، سر کن آه و یارب‌ها
  7. شمارهٔ ۸۸ای ز آب روی تو شرمنده استغفارها
  8. شمارهٔ ۸۹از زبان کلک نقاشان، شنیدم بارها
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.