پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

خاکساری شده سرمایه آسودن ما

صندل دردسر ماست همین سودن ما

قدر ما تشنه کاهیدن خویش است، بگو

خاکساری نکند سعی در افزودن ما

ننشستیم دمی از تک و پو بهر معاش

نشود همچو نفس فرصت آسودن ما

مردم از حسرت گنجی، که ز بس گمنامی

غم دنیا نشود باخبر از بودن ما

چرخ قوال و، قد ما هست دفش

سنج آن دست ز افسوس بهم سودن ما

طلبد عذر سیه رویی فردا واعظ

چهره امروز بخون جگر اندودن ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵تو صاف باش و، مزن حرف دردنوشی ما
  2. شمارهٔ ۸۶در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
  3. شمارهٔ ۸۷دلا از خواب بگشا چشم و، سر کن آه و یارب‌ها
  4. شمارهٔ ۸۸ای ز آب روی تو شرمنده استغفارها
  5. شمارهٔ ۸۹از زبان کلک نقاشان، شنیدم بارها
  6. شمارهٔ ۹۰برای نان کشی تا چند از دونان تفوق‌ها
  7. شمارهٔ ۹۱تا چند ای ستمگر تاراج مال و جان‌ها؟
  8. شمارهٔ ۹۲ز شوق گفتگویش، نیست هوشی در شنیدن‌ها
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.