پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

تنگ از بسکه شد زمانه ما

مردمی خاست از میانه ما

چون نشینم بزیر چرخ که هست

حلقه مار آشیانه ما

راحت از ما ز بس گریزان است

میرمد خواب از فسانه ما

لخت دل نامه و، ز داغش مهر

اشک ما، قاصد روانه ما

بس بود دود آه و آتش عشق

لاجورد و طلای خانه ما

دارد از اشک شمع سان پرچم

علم آه عاشقانه ما

خاکساریم و، همچو آب حیات

میخورد خاکمال دانه ما

میکند ترک مسجد و منبر

بشنود واعظ ار ترانه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
  2. شمارهٔ ۸۷دلا از خواب بگشا چشم و، سر کن آه و یارب‌ها
  3. شمارهٔ ۸۸ای ز آب روی تو شرمنده استغفارها
  4. شمارهٔ ۸۹از زبان کلک نقاشان، شنیدم بارها
  5. شمارهٔ ۹۰برای نان کشی تا چند از دونان تفوق‌ها
  6. شمارهٔ ۹۱تا چند ای ستمگر تاراج مال و جان‌ها؟
  7. شمارهٔ ۹۲ز شوق گفتگویش، نیست هوشی در شنیدن‌ها
  8. شمارهٔ ۹۳ای بار داده کعبه کویت به راه‌ها
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.