پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

برای نان کشی تا چند از دونان تفوق‌ها

کنی با روزی حق پیش هر ناکس تملق‌ها؟

مگر در خواب بینند اهل دنیا روی بیداری

بود کابوس خواب غفلت، این بار تعلق‌ها!

از آسیب بلاهای زمان گر مأمنی خواهی

بگرد خویشتن گردان، حصاری از تصدق‌ها

به مویی بسته ربط بلهوس با ساده‌رخساران

تنفر می‌شود ده روز دیگر این تعشق‌ها

کف از بالانشینی جا ندارد بحر را در دل

چه دیدند این تهی مغزان، ندانم از تفوق‌ها؟

گهرواری نباشد آبرو در گوهر مردم

درین دریای بی‌پایان، بسی کردم تعمق‌ها؟

چو بال‌افشانی مرغ است در دام و قفس واعظ

کنی گر دعوی آزادگی، با این تعلق‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲ز شوق گفتگویش، نیست هوشی در شنیدن‌ها
  2. شمارهٔ ۹۳ای بار داده کعبه کویت به راه‌ها
  3. شمارهٔ ۹۴با حوادث برنمی‌آیند مال و جاه‌ها
  4. شمارهٔ ۹۵تخته آیینه مهر تواند این سینه‌ها
  5. شمارهٔ ۹۶بس که سودا آورد بازار و شهر و خانه‌ها
  6. شمارهٔ ۹۷به پیری آنچنان گردیده‌ام از ناتوانی‌ها
  7. شمارهٔ ۹۸ز طوفان خروشم، رعشه پیدا می‌کند دریا
  8. شمارهٔ ۹۹اوراق روز و شب همه طی شد به صد شتاب
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.