پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

ز طوفان خروشم، رعشه پیدا می‌کند دریا

ز سیلاب سرشکم، دل به دریا می‌کند دریا

ز کشکول گدایان، واشود دریادلان را دل

چو آبد کشتیی، آغوش خود وامی‌کند دریا

ز دست خود به تنگ است آنکه دارد گوهری در دل

بهر موجی جدا خود را ز سر وامی‌کند دریا

ز ظرف تنگ جو پروردن گوهر نمی‌آید

یتیمان را رعایت ظرف دریا می‌کند دریا

اگر خالی‌ست دستم مایه فیضی به دل دارم

که گر چشم ترم افتد به صحرا می‌کند دریا

دل دیوانه عاشق ز هر آهی به شور آید

نسیمی تا ز جا جنبد، غوغا می‌کند دریا

به دامان بزرگان دست زن، گر رتبه می‌خواهی

بهای قطره باران که بالا می‌کند دریا

دل چون قطره‌ام در سینه والاگهری دارد

که گر گویم نشانش، سر به صحرا می‌کند دریا

تلاش خاکساری نیست، کسر شأن بزرگان را

به پستی راه از گرداب پیدا می‌کند دریا

جمال صنع در مرآت ذات خویش می‌بیند

که با چشم گهر خود را تماشا می‌کند دریا

پرم از شور و، بر لب موج اظهارم نمی‌آید

بگو واعظ چه هم‌چشمی است با ما می‌کند دریا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰خرمی بی غم نمی باشد درین باغ خراب
  2. شمارهٔ ۱۰۱پاسبان گنج ایمانی، مرو ای دل به خواب
  3. شمارهٔ ۱۰۲چه پیش خلق گشایی دهان برای طلب؟
  4. شمارهٔ ۱۰۳توان پرید بر اوج شرف ببال ادب
  5. شمارهٔ ۱۰۴غنچه‌ای، باشد خموشی از گلستان ادب
  6. شمارهٔ ۱۰۵برخاست چون شباب و، بجایش نشست شیب
  7. شمارهٔ ۱۰۶در عهد ماست بسکه دل شادمان غریب
  8. شمارهٔ ۱۰۷یک نظر غافل نمیگردند از پاس حیات
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.