پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

یک نظر غافل نمیگردند از پاس حیات

اهل دل را زآن نمیباشد بدنیا التفات

حاضر دم باش کاین نفس دغل بسیار کس

برده است و تشنه بازد آورده از آب حیات

غم گواراتر بود آزادگان را از سرور

آب تلخی بید را باشد به از آب نبات

گشته بر ما زهر آب زندگی از یاد مرگ

لذتی شاید بریم از عمر خود بعد از وفات

حاصل آسایش کونین، هر سو خرمن است

می ستاند هرکه از دست تهی دارد برات

زندگی بی عشق نبود در شمار زندگی

ذکر نام دوست باشد سکه نقد حیات

گوهرافشانی زبان از کیسه دل میکند

ریزش کلک سخن پرداز باشد از دوات

عشرت و عیش تهیدستان پس از مردن بود

تا نشد بید از چمن بیرون، ندادنش نبات

کی بگلزار حقیقت می‌برد مرغ دلت

واعظ از دام علایق تا نمی‌یابد نجات؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹به پیری و جوانی در طلب، زشتست تقصیرت
  2. شمارهٔ ۱۱۰نکهت از زلف کجش سودائی سر در هواست
  3. شمارهٔ ۱۱۱در چنگ خصم پاک گهر ایمن از بلاست
  4. شمارهٔ ۱۱۲با نازکی حسن تو، کی تاب حجاب است
  5. شمارهٔ ۱۱۳ز روزگار وفا خواهی؟ از تو این عجب است
  6. شمارهٔ ۱۱۴اگر نه دیده بینایی تو معیوب است
  7. شمارهٔ ۱۱۵دور از تو، همدمم غم و اندوه و محنت است
  8. شمارهٔ ۱۱۶عالمی چون شهر کوران از غبار کثرت است
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.