پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

از زبان کلک نقاشان، شنیدم بارها

بی‌زبان نرم، کی صورت پذیرد کارها؟

سفله عالیشان، ز منصب‌های عالی کی شود؟

کی فزاید قدر خار از رفعت دیوارها

نیک‌خواهان در جهان مکروه طبع مردمند

جز تُرُش‌رویی نبیند شربت از بیمارها

شیوهٔ احسان مجو از سفلگانِ روزگار

نیست جای چشمه غیر از دامن کهسارها

مطلب این گوشه‌گیران، نیست جز شهرت که، گل

جلوه‌ای دیگر کند در گوشهٔ دستارها

نیست غیر از بار خاطر، راست‌گویان را به کف

از زبان راست میزان می‌کشد آزارها

بی‌خریداران سخن کی پخته گردد؟ زآن که هست

دیگ جوش کاسبان از گرمی بازارها؟

سرفرازی در جهان خواهی؟ به خود چندین مبند

راست نتواند شدن حمّال زیر بارها

نقطه‌سان هرکس چو واعظ فرد گردد از همه

عالمی گرد سرش گردند چون پرگارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱تا چند ای ستمگر تاراج مال و جان‌ها؟
  2. شمارهٔ ۹۲ز شوق گفتگویش، نیست هوشی در شنیدن‌ها
  3. شمارهٔ ۹۳ای بار داده کعبه کویت به راه‌ها
  4. شمارهٔ ۹۴با حوادث برنمی‌آیند مال و جاه‌ها
  5. شمارهٔ ۹۵تخته آیینه مهر تواند این سینه‌ها
  6. شمارهٔ ۹۶بس که سودا آورد بازار و شهر و خانه‌ها
  7. شمارهٔ ۹۷به پیری آنچنان گردیده‌ام از ناتوانی‌ها
  8. شمارهٔ ۹۸ز طوفان خروشم، رعشه پیدا می‌کند دریا
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.