پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما

پهن باشد همه جا سفره بینانی ما

نیست ما را گله از تنگی احوال جز این

که ملولند عزیزان ز پریشانی ما

نیست از سیل حوادث به جز این دلکوبی

که چرا جغد کشد منت ویرانی ما

دردسرهای جهان چاره ندارد جز مرگ

نیست جز خاک لحد صندل پیشانی ما

ما به قطع نظر از بیم حوادث رستیم

چشم پوشیدن ما کرد نگهبانی ما

هرچه داریم چو گل بر طبق اخلاص است

مانع همت ما نیست پریشانی ما

بجز از تندی سیلاب نیابد تسکین

بسکه ایام بود تشنه ویرانی ما

هرچه در خاطر ما ساده دلان میگذرد

همچو آیینه عیانست ز پیشانی ما

مفلسان گرچه نبردند ز ما فیض، ولی

خانه گنج شد آباد ز ویرانی ما

ننهد آب رخ گریه اگر پا به میان

که ز لطفش طلبد عذر پشیمانی ما؟

غم او کرده قدم رنجه، نثاری است ضرور!

نیست واعظ بعبث این گهر افشانی ما؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸ای ز آب روی تو شرمنده استغفارها
  2. شمارهٔ ۸۹از زبان کلک نقاشان، شنیدم بارها
  3. شمارهٔ ۹۰برای نان کشی تا چند از دونان تفوق‌ها
  4. شمارهٔ ۹۱تا چند ای ستمگر تاراج مال و جان‌ها؟
  5. شمارهٔ ۹۲ز شوق گفتگویش، نیست هوشی در شنیدن‌ها
  6. شمارهٔ ۹۳ای بار داده کعبه کویت به راه‌ها
  7. شمارهٔ ۹۴با حوادث برنمی‌آیند مال و جاه‌ها
  8. شمارهٔ ۹۵تخته آیینه مهر تواند این سینه‌ها
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.