پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

تو صاف باش و، مزن حرف دردنوشی ما

که به ز بار علایق سبو بدوشی ما

توان ز جوش مریدان به گرد ما دانست

ز خارخار هوس بوده شال پوشی ما

کسی چو نیست خریدار جنس ما جز ما

شده است آینه دکان خودفروشی ما

ز دستکاری دوران، ز هم نمی پاشیم

که جلد نسخه ما گشته پوست پوشی ما

چنان ز شوق ادا فهمی تو میبالم

که رفته رفته سخن میشود خموشی ما

کنیم ساز عمل قول تا به کی واعظ

کنون بود سخن ما، سخن نیوشی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷دلا از خواب بگشا چشم و، سر کن آه و یارب‌ها
  2. شمارهٔ ۸۸ای ز آب روی تو شرمنده استغفارها
  3. شمارهٔ ۸۹از زبان کلک نقاشان، شنیدم بارها
  4. شمارهٔ ۹۰برای نان کشی تا چند از دونان تفوق‌ها
  5. شمارهٔ ۹۱تا چند ای ستمگر تاراج مال و جان‌ها؟
  6. شمارهٔ ۹۲ز شوق گفتگویش، نیست هوشی در شنیدن‌ها
  7. شمارهٔ ۹۳ای بار داده کعبه کویت به راه‌ها
  8. شمارهٔ ۹۴با حوادث برنمی‌آیند مال و جاه‌ها
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.