پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

سرکرد وصف خوبی رویت، زبان ما

بگرفت خوبی تو، سخن از دهان ما

گر پادشاهی همه عالم بما دهند

غیر از غم تو هیچ نباشد از آن ما

چون ایمن از حمایت گردون شود کسی؟

تیغ سپرنماست فلک بهر جان ما

زینسان که ما زدیم بلب مهر خامشی

دشمن چگونه ساخت سخن از زبان ما؟

ایمن بود ز تفرقه، گنج از نهفتگی

گردیده بی نشانی ما، پاسبان ما

یکسو غم لباس و، دگر سوی فکر نان

سرداده زندگی چه بلاها بجان ما؟

واعظ مصاف ما چو به تیغ شکستگی است

هرگز نکرده پشت به دشمن کمان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳خاکساری شده سرمایه آسودن ما
  2. شمارهٔ ۸۴تنگ از بسکه شد زمانه ما
  3. شمارهٔ ۸۵تو صاف باش و، مزن حرف دردنوشی ما
  4. شمارهٔ ۸۶در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
  5. شمارهٔ ۸۷دلا از خواب بگشا چشم و، سر کن آه و یارب‌ها
  6. شمارهٔ ۸۸ای ز آب روی تو شرمنده استغفارها
  7. شمارهٔ ۸۹از زبان کلک نقاشان، شنیدم بارها
  8. شمارهٔ ۹۰برای نان کشی تا چند از دونان تفوق‌ها
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.