پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

شده با نیک و بد آیینه دل خوش گل ما

خویش را بشکند آنکس که خورد بر دل ما

سرکشی بسکه به ما خسته دلان دشوار است

سبحه سان سر نزند دانه ما از گل ما

سخن از آتش رخسار کسی میگذرد

می توان شمع برافروختن از محفل ما

خون ما سخت برو جست دم تیغش را

زخم، برخیز و حلالی طلب از قاتل ما

ابر سودای جنون، بارش فیضی ننمود

مزرع دانه زنجیر نشد تا گل ما

عمر بگذشت و، ز ما هیچ نیامد واعظ

سبز ازین آب نشد مزرع بی حاصل ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰با عدو، بر خویش پیچیدن بود جولان ما
  2. شمارهٔ ۸۱سرکرد وصف خوبی رویت، زبان ما
  3. شمارهٔ ۸۲نبود صفت لعل تو، حد سخن ما
  4. شمارهٔ ۸۳خاکساری شده سرمایه آسودن ما
  5. شمارهٔ ۸۴تنگ از بسکه شد زمانه ما
  6. شمارهٔ ۸۵تو صاف باش و، مزن حرف دردنوشی ما
  7. شمارهٔ ۸۶در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
  8. شمارهٔ ۸۷دلا از خواب بگشا چشم و، سر کن آه و یارب‌ها
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.