پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

خامه بیجا میکند، عرض شکست حال ما

هر شکنج نامه سطری باشد از احوال ما

گرچه پیشاییش ما را نیست دود مشعلی

نیست دود آه مظلومی هم از دنبال ما

پایه این دولت از تخت سلیمان برتراست

کز ضعیفی مور نتواند شدن پامال ما

از مرصع پوشی ارباب دولت نیست کم

بر طلای رنگ ما، یاقوت اشک آل ما

تا بود در کیسه ما سیم و زر، از دیگریست

نیست هیچ از مال، غیر از خرج کردن مال ما

حال دل خواناست واعظ، چون عقیق از چهره ام

مهر خاموشی نمی‌گیرد زبان حال ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹سامان حرف و صوت ندارد بیان ما
  2. شمارهٔ ۸۰با عدو، بر خویش پیچیدن بود جولان ما
  3. شمارهٔ ۸۱سرکرد وصف خوبی رویت، زبان ما
  4. شمارهٔ ۸۲نبود صفت لعل تو، حد سخن ما
  5. شمارهٔ ۸۳خاکساری شده سرمایه آسودن ما
  6. شمارهٔ ۸۴تنگ از بسکه شد زمانه ما
  7. شمارهٔ ۸۵تو صاف باش و، مزن حرف دردنوشی ما
  8. شمارهٔ ۸۶در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.