پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

شیشه دلها شکستن، نیست کار سنگ ما

از برای آشتی پیوسته باشد جنگ ما

بسکه بنیاد وجود ما ز هم پاشیده است

گرد برخیزد اگر در چهره، گردد رنگ ما

از غم او ناله ما بسکه میبالد بخود

نیست دور از پرده گر بیرون رود آهنگ ما

حال ما دنیا پرستان، حال سنگ و آهن است

کز برای دیگران پیوسته باشد جنگ ما

با جوانان همدمی ما را نمی زیبد کنون

همدم ما کیست؟ معنی های شوخ و شنگ ما

چشم ما واعظ چنان از حشمت فقر است پر

کاین بزرگی‌ها نمی‌گنجد، به ظرف تنگ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷خامه بیجا میکند، عرض شکست حال ما
  2. شمارهٔ ۷۸شده با نیک و بد آیینه دل خوش گل ما
  3. شمارهٔ ۷۹سامان حرف و صوت ندارد بیان ما
  4. شمارهٔ ۸۰با عدو، بر خویش پیچیدن بود جولان ما
  5. شمارهٔ ۸۱سرکرد وصف خوبی رویت، زبان ما
  6. شمارهٔ ۸۲نبود صفت لعل تو، حد سخن ما
  7. شمارهٔ ۸۳خاکساری شده سرمایه آسودن ما
  8. شمارهٔ ۸۴تنگ از بسکه شد زمانه ما
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.