پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

هرگه آن گلزار خوبی، یاد می آرد ز ما

همچو باران بهاری فیض می بارد ز ما

هستی ما تشنه پاشیدنست از یکدگر

وای اگر شیرینی غم دست بردارد ز ما

ما همه چون مشت خاکیم و، نفس چون تندباد

میوزد این باد، تا یک ذره نگذارد ز ما

تا نگریم زار زار، آن شوخ گل گل نشکفد

گلشن رخسار خود را تازه میدارد ز ما

برق جولانیم در میدان معنی ما اگر

واعظ ما نیز پای کم نمی آرد ز ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶بالید از رخ تو دل پر ملال ما
  2. شمارهٔ ۷۷خامه بیجا میکند، عرض شکست حال ما
  3. شمارهٔ ۷۸شده با نیک و بد آیینه دل خوش گل ما
  4. شمارهٔ ۷۹سامان حرف و صوت ندارد بیان ما
  5. شمارهٔ ۸۰با عدو، بر خویش پیچیدن بود جولان ما
  6. شمارهٔ ۸۱سرکرد وصف خوبی رویت، زبان ما
  7. شمارهٔ ۸۲نبود صفت لعل تو، حد سخن ما
  8. شمارهٔ ۸۳خاکساری شده سرمایه آسودن ما
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.