پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

سر بزینت کی فرود آرد تن رنجور ما؟

تن به سامان کی دهد هرگز، سر پرشور ما؟

برنمی خیزد ز نرمی از شکست ما صدا

هست این نعمت بجای کاسه فغفور ما

پیش ما سودای مجنون کی تواند شد سفید؟

بحر چون گرداب می پیچد بخود از شور ما

ما شه ملک رضائیم و سپاه ماست غم

نیست غیر از ما هرچه میخواهد شود دستور ما

بود خاطر ریش از خاطر هوسها، لیک شد

دست بر خاطر نهادن مرهم کافور ما

بود هر روزی ز ما کبریت احمر، حیف سوخت

شمع داغی برنکرد از وی دل بینور ما؟

با که گردم آشنا واعظ کز ابنای زمان

کس نمی داند نمک خوردن بجز ناسور ما!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲بسکه گردیدند همراهان ما دلگیر ما
  2. شمارهٔ ۷۳غیر افغان، برنخیزد نغمه‌ای ز آواز ما
  3. شمارهٔ ۷۴هرگه آن گلزار خوبی، یاد می آرد ز ما
  4. شمارهٔ ۷۵شیشه دلها شکستن، نیست کار سنگ ما
  5. شمارهٔ ۷۶بالید از رخ تو دل پر ملال ما
  6. شمارهٔ ۷۷خامه بیجا میکند، عرض شکست حال ما
  7. شمارهٔ ۷۸شده با نیک و بد آیینه دل خوش گل ما
  8. شمارهٔ ۷۹سامان حرف و صوت ندارد بیان ما
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.