پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

در وحشت دو کون بجو آن یگانه را

بر روی دل ببند در فکر خانه را

چشم از جهان بپوش و، دگر بیش از این مبین

چین جبین پست و بلند زمانه را

خواهی که سرفراز شوی، خاکسار باش

راهی جز آستان نبود صدر خانه را

پیوسته اهل حرص، ذلیلند در جهان

خرمن به خاک تیره نشانده است دانه را

ای بی خبر شماره نعمت نگاهدار

تسبیح کرده اند برای تو دانه را

دردا که خویش هم نشنیدم، چه سود اگر

گفتم بلند این غزل واعظانه را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵گر به رنگش لاله یی باشد به دامن کوه را
  2. شمارهٔ ۶۶به پیری، از چه رو می افگنی کار جوانی را
  3. شمارهٔ ۶۷زخم کاری، می برازد بر دل پردرد ما
  4. شمارهٔ ۶۸عرق ناکرده پاک، از محفل ما شد نگار ما
  5. شمارهٔ ۶۹قد خم شد و افتاد جهان از نظر ما
  6. شمارهٔ ۷۰سر بزینت کی فرود آرد تن رنجور ما؟
  7. شمارهٔ ۷۱منزل کناره کرده، ز راه عبور ما
  8. شمارهٔ ۷۲بسکه گردیدند همراهان ما دلگیر ما
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.