پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

گر به رنگش لاله یی باشد به دامن کوه را

چون صدا حیف است گرد سر نگشتن کوه را

سیل کوه از جا اگر بنیاد شهری میکند

میکند از جای سیل گریه من کوه را

عیب تو خواهی نگوید خصم، عیب او مگو

با خموشی میتوان خاموش کردن کوه را

میخورد زخم جفا، هرکس که دارد جوهری

تیشه بر دل میزنند از بهر معدن کوه را

خودنمایان را میسر نیست یکدم بی ملال

پرگره باشد جبین از سرکشیدن کوه را

دست بر دامن زن استغنای تمکین شیوه را

از حریم دل برون کن آرزوی لیوه را

دامن عقبی بدست آور زمال این جهان

در نکاح آن پری، دلاله کن این بیوه را

خط سبزش پوشد ار سیب زنخدان را، چه غم؟

برگ میپوشند بر رو از لطافت میوه را

با دل روشن، تلاش خاکساری میکند

واعظ ما دارد از آب روان این شیوه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷زخم کاری، می برازد بر دل پردرد ما
  2. شمارهٔ ۶۸عرق ناکرده پاک، از محفل ما شد نگار ما
  3. شمارهٔ ۶۹قد خم شد و افتاد جهان از نظر ما
  4. شمارهٔ ۷۰سر بزینت کی فرود آرد تن رنجور ما؟
  5. شمارهٔ ۷۱منزل کناره کرده، ز راه عبور ما
  6. شمارهٔ ۷۲بسکه گردیدند همراهان ما دلگیر ما
  7. شمارهٔ ۷۳غیر افغان، برنخیزد نغمه‌ای ز آواز ما
  8. شمارهٔ ۷۴هرگه آن گلزار خوبی، یاد می آرد ز ما
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.